خرید بک لینک
عبدالله کوثری: البته استادی چون دریابندری هم احتمال دارد در گزینش زبان گاه خطایی بکند یا به نوعی دچار کج‌سلیقگی بشود. مثلاً من با عنوان گور به گور برای این رمان چندان موافق نیستم، دیگران هم ایراد گرفته‌اند. من نمی‌دانم چرا آن استادِ ما (بی‌اغراق می‌گویم) این را انتخاب کرده. اما اگر دریابندری به اندازه‌ی من دل‌بسته‌ی شعر بود و ذهنی آکنده از شعر داشت، می‌توانست به این بیت حافظ فکر کند: "شب رحلت هم از بستر روم تا قصر حورالعیناگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم". عنوان کتاب فاکنر این است: As I Lادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

بسم الله الرحمن الرحیم تجربهٔ تفکر: In any event, the Geniza indicates that Jews in Egypt did read Shi'ite books. I found an extensive fragment of admonitions of a father to his son, in Hebrew characters, which is an abridged version of the caliph 'Alī's ethical will to his son Husayn, taken from a Shi'ite treatise of the fourth Muslim century. The piece consists of gnomes of pietist ethics, and contains nothing of an esoteric character.4141) TS 13 J 22, f. 19, written on a piece of paper 24.5 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

Πλάνη:کمی پیشاتاریخ اعلان صوریبرنتانو در پایان‌نامه‌ی خودش درباره‌ی ارسطو به بررسی وجودشناسی می‌پردازد. برنتانو در این پایان‌نامه پیدایش برابرایستاهای ایدئال و ساختارهای منطقی را به فعالیت حکم برمی‌گرداند. او برخلاف کانت معتقد بود که مقولات کارکردهای سوژه نیستند، بلکه تعینات رئال، یعنی مقومات خود شی هستند که نسبت به فعالیت عقلانی انسان لااقتضا هستند. برای برنتانو حوزه‌ی «موجودات مطابق با اشکال مقولی‌شان» [Seiende nach den Figuren der Kategorien] تبدیل به حیطه‌ی وجودشناسی می‌شود. از نظر برنتانو «ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

به نام خدادر یونانی دو واژه از یک ریشه و بنابراین با صورتی بسیار نزدیک به هم اما با معانی دور از هم ولی مرتبط وجود دارد. «بچه» به یونانی می‌شود παῖς (پایس) که از آن یک بار παιδιά (پایدیا) مشتق شده به معنی بچگی‌کردن و بازی و تفریح و یک بار παιδεία (پایدِیا) به معنی بچه را بچه کردن یا تحقق تام بچه (شکوفایی ذاتیاتش) که معمولاً تربیت و فرهنگ و غیره ترجمه می‌شود. بخشی از دفتر اول کتاب قوانین افلاطون (ترجمه با نگاه به ترجمۀ Reeve):Ἀθηναῖος: λέγω δή, καί φημι τὸν ὁτιοῦν ἀγαθὸν ἄνδρα μέλλοντα ἔσεσθαι τادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

به نام خداوند جان و خردمرور/ کتابگزاری ژاک دوشن-گیمن دربارۀ کتاب زرتشت، سیاستمدار یا کاهن-طبیب؟ W. B. HENNING: Zoroaster, Politician or Witch-doctor? (Ratanbai Katrak Lecture, 1949.) 51 pp. London: Cumberlege, 1951, 58.Under this intriguing title, Prof. Heing gives us, in a most enjoyable form, his three Ratanbai Katrak lectures of 1949. His portraits of the prophet, as seen alteately through Herzfeld's or Nyberg's spectacles, are full of wit and humour. He may, however, have shot beyond thادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

‍ هفتم آبان روز گرامی‌داشت کورش بزرگکیخسرو و کورش افسانۀ زاد کیخسرو و کورش، چنان‌که پیش از این دیگران شناخته و نوشته‌اند، به یکدیگر شباهت دارند: بنا بر روایت شاهنامه، چند ماه پس از کشته شدن سیاوش در توران به فرمان افراسیاب فریگیس، زن سیاوش و دختر افراسیاب، فرزندی می‌زاید به نام کیخسرو. افراسیاب به علت پیشگویی‌هایی که دربارۀ کیخسرو کرده‌اند، از او بیمناک است، ولی سرانجام از کشتن کودک چشم می‌پوشد، بدین شرط که پیران او را به شبانان سپارد تا در میان آنان بزرگ شود تا مگر از نژاد خود چیزی نداند. چون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

به نام خداوند جان و خرد Und zuerst eine ganz kleine und auf den ersten Blick leicht zu lösende Frage die aber während der letzten Jahrzehnte viele Diskussionen hervorgerufen hat: die Frage um das Nichts. Wir haben gesagt, daß alles, was ist, ein Seiendes ist. Daraus scheint zu folgen, daß es außer dem Seienden nichts gibt. Und daraus köte man wieder ableiten, daß es ein Nichts gibt, also daß das Nichts in irgendeiner Weise doch ist, existiert. Vielleicht wird dies als ein Sophisma anmuten. Wirادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

این متن را تقدیم می‌کنم به حضرت حبیب رب العالمین و عید مبعث را به همهٔ شما تبریک می‌گویم.بسم الله الرحمن الرحیم پاسخ به یک شبهه در مورد ابلیس/شیطان:چرا قرآن ابلیس را در شمار فرشتگان آورده است؟وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَپس چون به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید پس سجده کردند مگر ابلیس، تن زد و برتری‌جویی کرد و از ناسپاسان بود (بقره، ۳۴).عده‌ای ایراد می‌کنند که شیطان که در شمار فرشتگان نبود چرا مؤاخذادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

نمایۀ فضیلت/ آرِتِهمنبع تصحیح اینگرام بایواتر از اخلاق نیکماخسی ارسطو همراه با حواشی انتقادی، 1890: Aristotelis Ethica Nicomachea recognovit brevique adnotatione critica instruxit Ingram Bywater, M DCCC XCἀρετή = ἕξις ἐπαινετή [=praised] 1103a9 فضیلت= ملکۀ ستوده= ἡ βελτίστη ἕξις 1139a16= بهترین ملکه ἡ οἰκεία ἀρετὴ 1098 a 15. 1177 a17 فضیلت مناسبἀρετή ὀφθαλμοῦ, ἵππου 1106a17فضیلت چشم، اسبκτήματος καὶ ἔργου 1122b15 فضیلت املاک و کارهاτέχνης 1141 a 12 فضیلت فنἀνθρώπου 1106 a 22 فضیلت انسانἀρετὴ ἀνادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ οὗτος μὲν πανάριστος ὃς αὐτὸς πάντα νοήσῃ, ἐσθλὸς δ᾽ αὖ κἀκεῖνος ὃς εὖ εἰπόντι πίθηται ὃς δέ κε μήτ᾽ αὐτὸς νοέῃ μήτ᾽ ἄλλου ἀκούων ἐν θυμῷ βάλληται, ὃ δ᾽ αὖτ᾽ ἀχρήιος ἀνήρ.به‌ترین، کسی است که خود همه‌چیز را می‌داند. آن‌که پندِ نیک را می‌شنود هم نیک است.اما آن‌که نه خود می‌داند و نه پند می‌شنود، انسانِ بی‌فایده‌ای است.— هِسیُدوس، به نقل از ارسطو در اخلاقِ نیکوماخوسی: 1095b10@aristotle_textترجمه الهام کندریترجمه پیشنهادی من:کسی ازهمه‌بهتر است که خود همه‌چیز راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

به نام خدایکی نکات مهم تاریخ نهضت ترجمهٔ صدر اول تمدن اسلامی، منابع مترجمان است. من هنوز متأسفانه کتابها و مقالاتی که به فارسی در این باره هست را نخوانده ام مثلاً١) انتقال علوم یونانی به عالم اسلامینویسنده: دلیسی اولیریمترجم: احمد آرامناشر: دانشگاه تهران٢) اندیشه یونانی، فرهنگ اسلامیمؤلف: دیمیتری گوتاسمترجم: عبدالرضا سالاربهزادیناشر: مؤسسه نشر فرزان روزترجمهٔ دیگر این کار:تفکر یونانی، فرهنگ عربی: نهضت ترجمه کتابهای یونانی به عربی در بغداد و جامعهٔ آغازین عباسی (قرنهای دوم تا چهارم/ هشتم تا دهم)مؤلف: دیمیتری گوتاسمترجم: محمدسعید حناییکاشانیناشر: مرکز نشر دانشگاهیترجمهٔ دیگر:فکر یونانی، فرهنگ عربی: زمینههای اجتماعی - سیاسی نهضت ترجمه در خلافت عباسی (قرن دوم تا چهارم هجری)مؤلف: دیمیتری گوتاسمترجم: فرهاد مشتاقصفتناشر: کتاب روز٣) سیر تاریخی انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی از آکادمی آتن تا بیتالحکمه بغداد (۲۳۲ ه.ق / ۸۴۶م - ۳۸۷ ق.م)مؤلف: مصطفی مجدناشر: سبزانو بسیاری مقالات در این باره. اما نکته اینجاست که گاه گفته میشود این آثار از یونانی به عربی ترجمه شده یا دست کم با یونانی مقابله شده است. [نیازمند منبعادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 11:58

یادداشتهای سید احمدرضا قائممقامی:شرحگونهای بر عباراتی از اوستا (۱)https://t.me/YaddashtQaemmaqami/171در درس اوستا، نه در مقدمات اوستا که عمدهٔ بحث دربارهٔ آواشناسی و مقدمات صرف اسم و فعل است، معمول بنده این است که جز بحث دربارهٔ صرف و اندکی نحو عبارات و ترجمهٔ آنها و اشتقاق کلمات و دشواریهای آوایی آنها (که کمابیش در درس معلمان ایرانی اوستا علی قدر مراتبهم مرعی است)، مبلغی مطالب دیگر نیز اضافه میکنم که شاید کمتر معمول باشد، یا شاید باشد و بنده کمتر مطلع باشم. قصد کردم بعضی از اینها را با خوانندهٔ عمومیتر یا کسانی که در غیر دانشگاه تهران درس میخوانند نیز به مرور در میان نهم. یک دو عبارت مهر یشت را ابتدای این شرحگونهها قرار میدهم. حرفنویسی به شیوهٔ قدیم است. از تکرار آنچه استاد گرشویچ گفته پرهیز شد و بالطبع از ذکر حالات صرفی و اشتقاقات و دشواریهای آوایی و اندکی مطالب فنیتر که پیداست مجالی وسیعتر میطلبد.مهر یشت، ۲۲ و ۲۳:miþrəm vouru.gaoyaoitīm yazamaideyō narəm anaiwa.druxtōapa ązanhat baraitiapa ithyajanhat baraiti.apa.nō haca ązanhatapa haca ązanhibyōmiþra barōiš anādruxtōtūm ana miþrō.drująm mašyānąmavi xvaēpaiþyåsə.tanvōþwyąm ava.barahi;apa aēšąm bazvåaōjō tūm grantōxšayamnō barahiapa pāđayå zāvarəapa cašmanå sūkəmapa gaošayå sraoma.ترجمه:مهر دارای/بخشندهٔ چراگاههای فراخ را میپرستیم که چون او را نفریفته باشند (یا قصد فریب او نکرده باشند)، مرد را از تنگنا دور دارد (/برهاند)، از بلا دور دارد؛ ما را از تنگنا دور دار، از تنگناها دور دار، ای مهر، که ما تو را نفریفتهایم. تو بدین سان ترس را بر خویشتنِ مردمان پیمانشکن مستولی میکنی. از بازوان ایشان نیرو را میبری در حالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 11:58

به نام خداوند جان و خرددو متن کوتاه خوانده ام دربارۀ اینکه عنوان کتاب بزرگ و بنامترین اثر افلاطون که در فارسی «جمهوری» ترجمه شده است از کجا آمده است.متن اول:https://www.textkit.com/greek-latin-forum/viewtopic.php?t=46412متن دوم که فنیتر است:https://satyagraha.wordpress.com/2016/01/15/ancient-titles-platos-republic/قاعدةً باید به شرح پرُکلُس از این اثر هم مراجعه کنم. به هر حال عنوان «جمهوری» (یا «جمهور») غلط و غلطانداز است. مرحوم استاد فردید گاهی آن را ولایتنامه میگفت. فؤاد روحانی که گویا نخستین مترجم این کتاب به فارسی است دربارۀ عنوان آن چنین نوشته است:«نام این کتاب [یعنی «جمهور»] ممکن است موجب سوء تفاهم شود یعنی شاید خواننده تصور کند که موضوع کتاب، ان نوع حکومتی است که ما امروز به نام جمهوری میخوانیم و حالآنکه چنین نیست. نام اصلی کتاب در زبان یونانی «پولیتیا» است که میتوان آن را به کلماتی از قبیل «حکومت» یا «تأسیس شهر» یا «جامعه» ترجمه کرد. اولین کسی که این کتاب را به زبان لاتینی ترجمه کرد نام «رس پوبلیکا» بر آن گذاشت که در اصل همان معنی کلمۀ یونانی پولیتیا را داشت ولی بعد مفهوم خاص جمهور را پیدا کرد.مترجمینی که کتاب را به زبانهای اروپایی ترجمه کرده اند همیشه کلمۀ رپوبلیک را که البته از همان کلمۀ رس پوبلیکای لاتینی گرفته شده به کار برده اند و مترجمین زبانهای دیگر هم تقریباً همه همان کلمه را اقتباس نموده اند. به این ترتیب نام «جمهور» بر روی این کتاب مانده است با آنکه به معنی امروزکلمه به هیچ وجه منطبق با موضوع کتاب نیست.»دیُگِنِس لائرتی در کتاب حیات فلاسفه خود از Thrasylus (متوفی 36 م.) نقل میکند که اثر افلاطون (که ما آن را [در انگلیسی] The Republic/ جمهوری مینامیم) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 11:58

به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخترجمۀ برخی فقرات مدخل Satyr از ویکیپدیای انگلیسیساتورُس (σάτυρος) که ریشهشناسیش مبهم است اما برای من شباهتش با «ستور» (حيوان اهلی) جالب توجه بود.چنانکه در ادامه میآید موجودی شبیه ساتور از لحاظ نسبتش با موداری و رقص و خرابهنشینی و البته آیینهای رازآلود و پرستش در متون توراتی وجود دارد که حتی آواشناسی نزدیکی به ساتور دارد. من احتمال بسیار زیادی میدهم که دست کم لفظ ساتور/ ساتیر از آن گرفته شده باشد.این موجود در زبانهای سامی از ریشۀ śaʕr (شعر) به معنی مو (و موجود مودار مثل بز) است که در اکدی šārtum (شارتوم) است که در متون تل العمارنة به صورت šērtu و در متون بغازکوی به صورت šaḫratu (شحرتو) آمده است، در عبری שֵׂעָר (سعار، با سین) در اوگاریتی šʿrt / šaʿratu (شعرتو) به معنی پشم و در سریانی ܣܰܥܪܳܐ (saʿrā) (سعرا) است. منطقۀ اوگاریت (شمال سوریه) همسایۀ یونان محسوب میشده است.نسبت نوعی شراب رایج، ماءالشعیر، با این ریشه هم جالب است: و گویند شعير (جو) از شَعْر به معنی مو است زیرا که جو مو بر سر دارد و گندم ندارد یا آنکه کم دارد. (دهخدا از غیاث اللغات).شروع ترجمهتذکر: تلفظ یونانی این واژه ساتورُس است ولی در انگلیسی ساتیر تلفظ میشود و چون رایجتر است من همین ساتیر را به کار میبرم.ساتیر یکی از موجودات فراطبیعی با طبیعت مردانه و گوشها و دمی شبیه به اسب [صورت نوعی ستور و چهارپایان] و همچنین نعوظ دائمی و اغراقآمیز است. تمثال/ شمایلهای اولیۀ هنری گاهی اوقات شامل پاهای اسبمانند است [یعنی سمدار شبیه تصور اجنه در باورهای عامیانۀ ما]، اما در قرن ششم قبل از میلاد، آنها بیشتر با پاهای انسان نشان داده میشدند.[Gantz, p. 135] ساتیرها به نحو طنزآمیزی زشت، مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 13:25

به نام خداوند جان و خردتراژدی و هامارتیا در تاریخ اسلام Poetics of Islamic Historiography: Deconstructing Tabari's HistoryBôʻaz ŠôšānBRILL, 2004 - 272 pagesبوطیقای تاریخنگاری اسلامی: ساختارشکنی تاریخ طبری اثر بوعز شوشانباید کتاب جالبی باشد.در این کتاب اصطلاحی آمده به صورت hubris که ὕβρις هوبریس یونانی است به معنی غرور و افتخار در ضمن گزارش قیام امام حسین(ع). نمیدانم معنیش در این بافت چیست.کلا در این کتاب دوبار به کار رفته.ترجمه آن دو فقره را با ابزار گوگل در زیر میگذارم. اگر در معادلیابی همکاری کنید ممنون میشوم.پینوشت ٢۴ اسفند ١۴٠٢: الان دریافتم که این هوبریس معادل هامارتیا (خطا، عصیان) به کار رفته است.Faced with an inevitable fate he already knows, and obliged by God to submit to it, any effort on Husayn’s part to escape his destiny is thus in vain.His death at Karbalà", as told in the History, comes pretty close to the classical definition of tragedy, save for the element of hubris.Indeed, it is Zaynab, Husayn’s sister, who confirms what has been repeatedly stated and exemplified in the narrative that has been here analyzed.When 'Ubaydallàh b. Ziyàd, the Iraqi goveor, asks her, post eventum, that is, after the sad news of Karbalà" reaches them, “How do you consider God has treated your family?”Zaynab answers: “God decreed death for them, and they went forward to their resting places.”88This, in a nutshell, is the tragic story of Husayn’s death.در مواجهه با تقدیر محتومی که از قبل میشناسندش و خدا او را برای تسلیم شدن به آن آماده ساخته، هر تلاشی از جانب حسین برای فرار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1403 ساعت: 13:16

صفحه بندی