خرید بک لینک

به نام خدا

در یونانی دو واژه از یک ریشه و بنابراین با صورتی بسیار نزدیک به هم اما با معانی دور از هم ولی مرتبط وجود دارد. «بچه» به یونانی می‌شود παῖς (پایس) که از آن یک بار παιδιά (پایدیا) مشتق شده به معنی بچگی‌کردن و بازی و تفریح و یک بار παιδεία (پایدِیا) به معنی بچه را بچه کردن یا تحقق تام بچه (شکوفایی ذاتیاتش) که معمولاً تربیت و فرهنگ و غیره ترجمه می‌شود.

دربارۀ پایدیا و پایس در یونانی

بخشی از دفتر اول کتاب قوانین افلاطون (ترجمه با نگاه به ترجمۀ Reeve):

Ἀθηναῖος: λέγω δή, καί φημι τὸν ὁτιοῦν ἀγαθὸν ἄνδρα μέλλοντα ἔσεσθαι τοῦτο αὐτὸ ἐκ παίδων εὐθὺς μελετᾶν δεῖν, παίζοντά τε καὶ σπουδάζοντα ἐν τοῖς τοῦ πράγματος ἑκάστοις προσήκουσιν.

آتنی: باشد می‌گویم. من می‌گویم هر چیزی که یک مرد قصد دارد در آینده در آن خوب باشد، باید از بچگی همان را تمرین کند [μελετάω]، [643b5] هم با بچگی‌کردن [=بازی] و هم با جدی‌گرفتن، با هر یک از چیزهایی که در هر موضوعی مناسب است.

οἷον τὸν μέλλοντα ἀγαθὸν ἔσεσθαι γεωργὸν ἤ τινα οἰκοδόμον, τὸν μὲν οἰκοδομοῦντά τι τῶν παιδείων [643c] οἰκοδομημάτων παίζειν χρή, τὸν δ᾽ αὖ γεωργοῦντα, καὶ ὄργανα ἑκατέρῳ σμικρά, τῶν ἀληθινῶν μιμήματα, παρασκευάζειν τὸν τρέφοντα αὐτῶν ἑκάτερον,

مثلاً کسی که قصد دارد در آینده کشاورز خوب یا به‌نوعی خانه‌ساز خوبی شود، گاهی باید بچگی‌کردنش خانه‌سازی یکی از آن خانه‌ساخته‌های مناسب بچگی باشد، گاهی کشاورزی کردن، [643c] و کسی که هر یک از آنان [بچه‌ها] را پرورش می‌دهد، باید ابزارهای کوچک را که تقلیدشده‌هایی از ابزارهای حقیقی هستند، در اختیار او قرار دهد.

καὶ δὴ καὶ τῶν μαθημάτων ὅσα ἀναγκαῖα προμεμαθηκέναι προμανθάνειν, οἷον τέκτονα μετρεῖν ἢ σταθμᾶσθαι καὶ πολεμικὸν ἱππεύειν παίζοντα ἤ τι τῶν τοιούτων ἄλλο ποιοῦντα,

و اینکه، به‌ویژه، آنها باید هر موضوعی را که لازم است ازقبل یاد گرفته باشند - مثلاً اندازه‌گیری یا محاسبه برای نجار، اسب‌سواری [643c5] یا چیزهای دیگری از این نوع برای یک جنگاور - با اجرای آنها در حین بچگی‌کردن ازقبل یاد بگیرند.

καὶ πειρᾶσθαι διὰ τῶν παιδιῶν ἐκεῖσε τρέπειν τὰς ἡδονὰς καὶ ἐπιθυμίας τῶν παίδων, οἷ ἀφικομένους αὐτοὺς δεῖ τέλος ἔχειν.

و باید تلاش شود تا ازطریق بچگی‌کردن‌ها، لذت‌ها و اشتیاق‌های بچه‌ها به‌سوی کارهایی که باید وقتی به غایت خود رسیدند [یعنی رشد یافتند] بکنند، بچرخد.

κεφάλαιον δὴ παιδείας [643d] λέγομεν τὴν ὀρθὴν τροφήν, ἣ τοῦ παίζοντος τὴν ψυχὴν εἰς ἔρωτα μάλιστα ἄξει τούτου ὃ δεήσει γενόμενον ἄνδρ᾽ αὐτὸν τέλειον εἶναι τῆς τοῦ πράγματος ἀρετῆς:

در این صورت، می‌گوییم نکتۀ اصلی برای بچه‌کردن بچه [یعنی آموزش]، پرورش صحیح است، پرورشی که تا حد امکان روح بچه را در حال بچگی‌کردن به سمت عشق پرشوری سوق دهد [643d] به آنچه که از نظر فضیلت موضوع [شغلش]، باید وقتی مرد شد در آن کامل/ تام باشد.

من حدس می‌زنم بندهای ۱۸ و ۱۹ از المقالة الاولیٰ در کتاب تلخیص نوامیس افلاطون اثر فارابی گزارش این بخش از قوانین افلاطون باشد (طبق نسخۀ احمد فرادی اهوازی، نشر نگاه معاصر، اول، ۱۳۹۵):

[١٨]

ثم بيّن أنه لا سبيل إلى معرفة حقائق النواميس و فضيلتها و حقائق جميع الأشياء إلا بالمنطق و التدرب فيه، وأن الواجب على الناس أن يتدربوا فيه و يرتاضوا به و إن لم يكن غرضهم فى أول الأمر الوقوف على حقيقه الناموس، فجائز، إذ ذلك ينفعهم بآخرة. وأتى على ذلك بأمثله من الصناعات، كالصبى الذى يتخذ الأبواب و البيوت على جهة اللعب فتحصل في نفسه من الصناعات ملكات وقُنيات ينتفع بها اذا رام الصناعة بالجد.

[١٩]

ثم عطف على صاحب الناموس، وذكر أن ارتياضه منذ صباه، بالأمور السياسية و تأمل صوابها و خطئها مما ينفعه إذا توسط الأمر بالجد فيه فإنه يصير حينئذ بحيث يمكنه ضبط نفسه و الصبر على ما هو بصدده، لما قد تقدم له و مضى من الارتياض و التدرب بذلك الأمر.

ترجمۀ احمد فرادی اهوازی:

[۱۸]

سپس به بیان این پرداخت که برای دریافت معرفت به حقایق نوامیس و فضیلت آنها و نیز حقایق همۀ اشیاء راهی جز منطق* و تمرین کردن آن وجود ندارد؛ و بر مردمان بایستنی است آن را تمرین کرده خود را بدان ریاضت دهند. اگر هم غرض آنان از منطق در ابتدای امر وقوف بر حقیقت ناموس نباشد، این امر رواست، چراکه فرجام این کار باز هم به سود آنان خاتمه می‌پذیرد. و در این باره به ذکر مثالهایی از صناعات روی آورد همچو کودکی که درب‌ها(؟)** و خانه‌هایی را بسان اسباب‌بازی اتخاذ می‌کند و از این رهگذر در نفس وی ملکه و توانایی‌هایی از صناعات پدید می‌آید که اگر قصد کند صنعتی را با جدیت ادامه دهد مورد بهرۀ او واقع می‌شود.

[١٩]

آنگاه عطف به خداوند ناموس نمود و بیان کرد که ریاضت [و پرورش‌یافتگی] او از اوان طفولیت با امور سیاسی و تأمل در صواب و خطای آنها، امری است که به سود او می‌افتد چنانکه مجدانه دنبالۀ کار را برگیرد و به آن روی آورد چراکه بر خویشتنداری قادر می‌شود و می‌تواند برای کسب آنچه در صدد آن است صبر پیشه گیرد، آن هم متأثر از پیشۀ خویش که طی آن به تمرین و ریاضت [و پرورش‌یافتگی] درباب این امور پرداخته بود.

*) «منطق» اینجا باید تفکر/ قوۀ ناطقه معنی شود. نورالهی

**) شاید نسخه بد خوانده شده است و به جای «ابواب»، مثلاً «اسباب» بوده. نورالهی

قطعه‌ای ارسطو درباب بازی و اسباب‌بازی:

δεῖ δὲ καὶ τὰς παιδιὰς εἶναι μήτε ἀνελευθέρους μήτε ἐπιπόνους μήτε ἀνειμένας. καὶ περὶ λόγων δὲ καὶ μύθων, ποίους τινὰς ἀκούειν δεῖ τοὺς τηλικούτους, ἐπιμελὲς ἔστω τοῖς ἄρχουσιν οὓς καλοῦσι παιδονόμους. πάντα γὰρ δεῖ τὰ τοιαῦτα προοδοποιεῖν πρὸς τὰς ὕστερον διατριβάς· διὸ τὰς παιδιὰς εἶναι δεῖ τὰς πολλὰς μιμήσεις τῶν ὕστερον σπουδαζομένων,

ارسطو، سیاست، ۱۳۳۶آ۲۸ به بعد

ترجمۀ حمید عنایت:

بازی‌های کودک باید نه خستگی‌آور باشد و نه بی‌روح و سست بلکه چنان باشد که آنان را آزادمرد بپرورد. گماشتگان ویژۀ کودکان که آنان را مربی می‌نامند، باید در چگونگی داستانهایی که در این سالیان برای کودکان گفته می‌شود دقت کنند. همۀ این چیزها باید کودک را برای پیشۀ آینده‌اش آماده سازد و حتی بازی‌هایش نیز بیشتر تقلید از کارهایی باشد که وی در آینده باید به جد در پی آنها برود.

ترجمۀ من (با نگاه به ترجمۀ ریو):

و باید که بچگی‌کردنها/ بازیها نه ناآزادمردانه باشد، نه رنج‌افزا، نه ول‌انگارانه. دربارۀ حکایات و قصص [و] کیفیت نوعیشان که در این مرحله از رشد باید بشنوند سران/ رؤسایی پروایشان را داشتندی که παιδονόμος (قانون‌الطفل*) خوانده می‌شوند. زیرا همۀ اینها زمینه‌سازی درباب مشاغل بعدی باید بود. پس بیشتر این بچگی‌کردن‌ها باید تقلید جدی‌کرده‌های بعدی باشند....

*) معادل ریو: child supervisor

برچسب: نویسنده: مهسا طاهری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:42

صفحه بندی