به نام خداوند جان و خرد
دو متن کوتاه خوانده ام دربارۀ اینکه عنوان کتاب بزرگ و بنامترین اثر افلاطون که در فارسی «جمهوری» ترجمه شده است از کجا آمده است.
متن اول:
https://www.textkit.com/greek-latin-forum/viewtopic.php?t=46412
متن دوم که فنیتر است:
https://satyagraha.wordpress.com/2016/01/15/ancient-titles-platos-republic/
قاعدةً باید به شرح پرُکلُس از این اثر هم مراجعه کنم. به هر حال عنوان «جمهوری» (یا «جمهور») غلط و غلطانداز است. مرحوم استاد فردید گاهی آن را ولایتنامه میگفت. فؤاد روحانی که گویا نخستین مترجم این کتاب به فارسی است دربارۀ عنوان آن چنین نوشته است:
«نام این کتاب [یعنی «جمهور»] ممکن است موجب سوء تفاهم شود یعنی شاید خواننده تصور کند که موضوع کتاب، ان نوع حکومتی است که ما امروز به نام جمهوری میخوانیم و حالآنکه چنین نیست. نام اصلی کتاب در زبان یونانی «پولیتیا» است که میتوان آن را به کلماتی از قبیل «حکومت» یا «تأسیس شهر» یا «جامعه» ترجمه کرد. اولین کسی که این کتاب را به زبان لاتینی ترجمه کرد نام «رس پوبلیکا» بر آن گذاشت که در اصل همان معنی کلمۀ یونانی پولیتیا را داشت ولی بعد مفهوم خاص جمهور را پیدا کرد.
مترجمینی که کتاب را به زبانهای اروپایی ترجمه کرده اند همیشه کلمۀ رپوبلیک را که البته از همان کلمۀ رس پوبلیکای لاتینی گرفته شده به کار برده اند و مترجمین زبانهای دیگر هم تقریباً همه همان کلمه را اقتباس نموده اند. به این ترتیب نام «جمهور» بر روی این کتاب مانده است با آنکه به معنی امروزکلمه به هیچ وجه منطبق با موضوع کتاب نیست.»
دیُگِنِس لائرتی در کتاب حیات فلاسفه خود از Thrasylus (متوفی 36 م.) نقل میکند که اثر افلاطون (که ما آن را [در انگلیسی] The Republic/ جمهوری مینامیم) دو عنوان یونانی داشت: Πολιτεία (پُلیتِیا) و περὶ δικαίου (پری دیکایو) (حیات فلاسفه، دفتر 3، بند 60). از عنوان معروفتر اولی است که ما عنوان «جمهوری» را (تاحدودی غیرمستقیم) برمیگیریم. به این عنوان باز خواهیم گشت، اما ابتدا عنوان دوم را در نظر میگیریم. این عنوان را معمولاً «دربارۀ عدالت» ترجمه میکنند که نادرست است. کلمۀ یونانی عدالت، dikaiosune [δικαιοσύνη] است که کلمۀ dikaiou از همان ریشه (dike) گرفته شده است و این نام اخیر به معنای مرد یا شخص عادل است. علاوه بر این، کلمۀ «عادل» در اینجا تاحدودی گمراهکننده است. در انگلیسی نوین ما تمایل داریم عدالت را با عدالت اجتماعی یکی بدانیم. از این نظر، مرد عادل کسی است که با دیگران عادلانه/ منصفانه رفتار کند. اما مفهوم یونانی «دیکه» گستردهتر است و بیشتر شبیه چیزی است که ما آن را «به میزان درست» (in right measure) میخوانیم (الهه/ بغبانو دیکه گاهی در حالی که یک ترازو/ میزان در دست دارد تصویر میشود). بنابراین، ترجمۀ دقیقتر «دیکایو» یک فرد درست تراز یا درستکار است.
کلمۀ پلیتیا به معنای نظام حکومتی، شکلی از نظام سیاسی یا با توسع در معنا، قانون اساسی است. ما کلمۀ «جمهوری» را نه از کلمۀ یونانی، بلکه از عنوان مکالمۀ کیکرو، Res publica (امر عام) گرفته ایم که او به تقلید از آثار افلاطون شیوهپردازی کرده است. با این حال، همانطور که Tarrant (2012) و دیگران اشاره کرده اند، برخی از نسخههای خطی این عنوان را به صورت politeiai [لفظی: سیاستها، اصول کشورداری]، در صیغۀ جمع ضبط کرده اند که نظامهای حکومتی، قانونهای اساسی یا شیوههای حکمرانی ترجمه میشود.
احتمالات ما به اینجا ختم میشود که (اگرچه، تا آنجا که میدانیم، خود افلاطون از هیچ یک از مکالماتش نامی نمیبرد) عنوان اثری که ما «جمهوری» مینامیم را خوانندگان باستان چیزی شبیه به Regimes: On the Righteous (نظامهای حکومتی، دربارۀ مرد عادل) فهم میکرده اند. این امر روشن میکرد که این مکالمه اثری در زمینۀ اخلاق و نفس/ روانشناسی است، با بحث از حکومتهای دولتشهری که چارچوبی تمثیلی برای بررسی حکومت خوب و بد افرادی دارای نفس یا پسوخهای خوب يا بد اند فراهم میآورد.
منابع:
Diogenes Laertius. Lives of Eminent Philosophers. R.D. Hicks (tr.). Loeb Classical Library. Cambridge, MA. 1925 (repr. 1972).
Tarrant, Harold. Plato’s Republics. Journal of the International Plato Society, 12, 2012.
پینوشت:
واژۀ یونانی δίκαιος (دیکایُس) در حالت اضافی (که در یونانی در ترکیب حرف اضافه با اسم نیز به کار میرود و مثلاً در ترکیب περί: دربارۀ، با δίκαιος) به صورت δικαίου استفاده میشود.
البته نوعی بیدقتی دیگر نیز در این متن هست. درواقع با حذف تکیهها ما دو δικαιου داریم که یکی اسم و مشتق از δίκαιο به معنی عدل است (معادل δίκη) و دیگری مشتق از δίκαιος که صفت است به معنی امر یا فرد عادلانه/ عادل. اما چون در عهد باستان این تکیهها نگاشته نمیشده است نمیتوان با قاطعیت گفت کدام δικαίου مد نظر مثلاً دیُگِنِس لائرتی بوده گرچه معقولتر است که اولی (به معنی اسمی) باشد و نه چنانکه نویسنده نوشته دومی (صفت).
δικαίου • (dikaíou)
Genitive singular form of δίκαιο (díkaio).
law, rightness
δίκαιου • (díkaiou)
Genitive masculine singular form of δίκαιος (díkaios).
Genitive neuter singular form of δίκαιος (díkaios).
observant of custom, orderly, civilized
righteous
equal, even, balanced
exact, specific
lawful, just, right
fitting, normal
real, genuine
برچسب:
نویسنده: مهسا طاهری